احمد على بابائى
56
منتخب نهج البلاغه ( فارسى )
انسانيت انسان بود آنكه بى كسى شاد كند * افسرده دلى را ز غم آزاد كند نيكو بود او اگر چه دينش نبود * بر روز جزا خدايش هم ياد كند من كفارات الذنوب ( إلخ ) از كفار هم اگر اين عمل نيك سر زند و دل افسرده و غمگين را شاد نمايد يكى از مردان نيك و بهشتى خواهد بود و سر بلند باشد در نزد خداوند بزرگ و بخشنده خويش ، چنان كه وى ياد بندگان زير دست بوده و خداوند متعال هم او را كه از بندگان اوست گر چه كافر است در روز جزا برى دارد از آتش دوزخ و بگذرد از گناهانى كه ندانسته از او سر زده است و پناهش بدهد و تو اى مؤمن چون مى دانى كه خدايت بخشنده و كريم است از اين صفات نيك الهى پيروى كن و دل دردمندان را شاد نما و چون دستت نرسيد زبانت رسا باشد و مى توانى جاى آنكه با تند زبانى بار افسرده دلى صحبت نمايى وى را اميد ده و با كلمات اميدوار كننده او را شاد نما . پس : انسان است كسى كه بى كسى را دلشاد و افسرده دلى را از اندوه آزاد گرداند و نيكوست نزد خداى متعال طريقش اگر هم ز كفار باشد و روز جزا خداى بزرگ گناهانش را حقير دانسته و چون وى يكى از بهترين صفات را دارا بوده است او را از آتش دوزخ برهاند و راهنماى وى در مشكلها و سختيهاى زندگى خواهد بود .